|
|
|
|
|
برسنگ قبر کشیشی از اهالی وست مینیستر، چنین نوشته شده: آن هنگام که جوان بودم و فارغ ازهمه چیزوتخیلم مرز و محدوده ای نمی شناخت،در سر،آرزوی تغییردنیا را می پروراندم. بزرگتر و خردمندتر که شدم، دریافتم جهان تغییر ناپذیر است، پس افق اندیشه ام را محدودتر کردم و بر آن شدم تا تنها کشورم را تغییر دهم. اما این هم عملی نبود. پس از سالها زندگی و تجربه، آخرین تلاش نومیدانه خود را صرف تغییر خانواده ام کردم.اما افسوس،آنان نیز ، که نزدیکترین کسان به من بودند،تغییر نکردند.اکنون که در بستر مرگ آرمیده ام، به ناگاه حقیقتی بزرگ را دریافته ام ، تنها اگر ابتدا خودم را تغییر داده بودم، آنگاه نمونه ای می شدم برای اعضای خانواده ام تا آنان نیز خود را تغییر دهند.باانگیزه و تشویق آنها ؛ چه بسا کشورم نیز اندکی اصلاح می شد و کسی چه می داند ؛ شاید می توانستم حتی دنیا را هم تغییر بدهم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 17:45 توسط رضا دوستدار
|
|
||